چکاپ یکسالگی

همیشه از تجربه های وحشتناک یه مادر, آزمایش خون و گریه های کوچولوشه.. ناراحت. که

هیچ جوره نمیشه ازش فرار کرد, حتی اگه نى نى مریض نشه, که البته اینم جز محالاته!

وقتی واسه چکاپ و کنترل قد و وزن و واکسن یک سالگى رفتیم, "البته با کلى استرس!"

اصلا فکر نمى کردم که یه چکاپ دیگه هم باشه, اونم آزمایش خونگریه!

واکسن یک سالگی, برخلاف اون چیزی که فکر میکردم, خیلی خوب بود. نه از درد خبری

بود, نه تب و قطره ی استامینوفن.. چیزی که دادن و ندادنش به رهای ما فرقی نداره, آخه

اصلا نمیخوره! ولی خدارو شکر این سری به خیر گذشت.. موقع واکسن زدن, انگار نه

انگار, کلی دخمل خوبی بودی عزیز دلم, دوست دارم مامان جونماچ.

از اونجایی که خانوم دکتر گفت حتما باید چکاپ و آزمایش غربالگری انجام بشه! مامان

تصمیم گرفت همون موقع بریم آزمایشگاه و ازت خون بگیرن.. میدونستم اگه از درمونگاه

بیایم بیرون, دیگه حالا حالاها از آزمایش خبری نیست.. بالاخره آماده شدیم و مامان یه

خورده خودش و جمع و جور کرد,"خیلی استرس داشتمنگران".. بعد از کلی انتظار, بدون

نمونه گیری برگشتیم خونه! آخه هر چی خانومه دستت رو فشار داد, اون یکی و چک

کرد, روی دستتو.. نشد که نشد! نتونست رگ و پیدا کنه. آخرش گفت من نمیتونم خون

بگیرم, میشه یه هفته دیگه بیاین که فلانی باشه و.. منو میگیتعجب!

هفته بعد هم نشد که نشدافسوس!!

راستش اگه بابا نبود من که کلا بی خیال این چکاپ میشدم, ولی بابای وظیفه شناس

که دید اینجوری نمیشه, دختری رو برداشت و رفتیم شهر, یه آزمایشگاه خوب!! از خود راضی. از

اونجایی هم که من طاقت دیدن اون لحظه ی دردناک خون گیری و اشکای تو رو نداشتم

این وظیفه رو سپردم به باباجونچشمک! البته تو اینقدر آروم نشسته بودی و با دقت به کارای

اون خانووم نگاه میکردی که نگو..از خود راضی به قول بابا خیلی شانس آوردیم.. که اگه تجربه بدی

برات بود, دیگه هیچ وقت نمیذاشتی تکرار شه! بالاخره تا مامان اومد روشو برگردونه,

تموم شدلبخند! تو هم که حسابی خانومیت رو به ما نشون دادی, نه گریه ای نه..تشویقماچ

قربونت برم که اینقده خانومی و قوی هستی ماچ.

خدارو شکر بالاخره بعد از 2 هفته همه چی به خیر و خوبی تموم شد و نتیجه ی آزمایش

غربالگری هم خیلی خوب بودتشویقلبخند.

ایشاا.. همیشه تنت سالم و لبات خندون باشه جیگر مامانقلبماچ

 

/ 6 نظر / 537 بازدید
فروغ

ای جونم هزار ماشاا.. به رهای گلم که این قدر خانمه ان شاا همیشه تنت سالم و لبت خندون باشه عزیزم[قلب][قلب]

دایی علی

ای جووون دلم دختر خوشگل ما بزرگ شده. دیگه گریه نمی کنه بووووووووووووس

فاطمه مامان صدرا

رهای خوشگلم دیگه واسه خودش خانوم شده. ماشاالله به این دختر زرنگ و باهوش.[ماچ]

افسانه

سلام عزیزم . ای جان ! درکت می کنم . خیلی سخته به خدا ! اما خدا رو شکر که همه چیر خوب بود و رها خانوم ما هم حسابی همکاری کرده [قلب] آفرین به دخمل خوشگل [دست] ایشالله همیشه در پناه خدا تندرست و خندون باشه دختر طلا .[گل] بوسسسسسسسسسسسس[ماچ][ماچ][ماچ][بغل]

فروغ

سلام مهسا جون خوب هستید؟رهای گلم خوبه؟ خیلی وقته ننوشتید ؟چرا آپ نمیکیند

sara

آخخخخخخی خیلی سخته پیدا کردن رگ بچه ها،خدا به دادشون برسه بیچاره بچه ها خیلی عذاب میکشن اشالا هیچ وقت مریض نشن و کارشون به آمپول و سرم نکشه و آفرین به رها خانم گل که خانم شده و همکاری میکنه