این روزهای من و رها

سلام عشق مامان, جیگر مامان, رهای گلمقلب خیلی وقته که می خوام بیام و از

کارهای جدیدت بگم اما فرصت نمیشه, ببخش من و مامانمبغلماچ.

اما برات بگم که از تولدت تا حالا کلی واسه خودت مستقل شدیاز خود راضی, دیگه تنهایی و

بدون کمک مامان و بابا میتونی راه بری و اون پاهای کوچولوت رو زمین بذاریلبخندماچ.

دیگه از اون تلو تلو خوردن ها خبری نیستچشمکلبخند.. عاشق راه رفتنتم مامان جون, قلب

عاشق اون یه ساعتی ام که با هم میریم بیرون و من اون همه ذوق کردنت رو میبینم,

عزیز دلمقلبماچ.

البته زیاد نمیشه دخملی رو به حال خودش گذاشت, یه خورده که میگذره نمیدونم چی

میشه که شروع میکنی به جهت مخالف رفتن! با هر بار صدا کردنت هم قدمهات تندتر

میشه و اونوقته که دیگه مامان باید بدو دنبال توآخ!

راستش همیشه عاشق راه رفتن با یه کوچولو بودم خیال باطل, مخصوصا اینکه با اون دست

های کوچولوش انگشتم رو بگیره و... مژه, ولی مثل اینکه فقط در حد یه آرزو میمونهآخ!

گاهی وقت ها با خودم میگم ایکاش رهای من بزرگ نشه! همینطور کوچولو بمونه و..

شاید یه حس ترس, از اینکه نکنه با بزرگ شدنت, با مستقل شدنت, از من دور شی!

شاید خودخواهی باشه ولی عاشق رهای خسته ام که بعد از چند دقیقه تاتا کردن,

دست هاشو باز میکنه و بغل مامان و میخواد زبان! ولی با وجود همه ی این حرفها بدون

که همیشه منتظر پیشرفت ها , موفقیت ها و قدم های بزرگ زندگیتمچشمکماچ.

حالا بریم سراغ سرگرمی این روزهات! باز کردن و بستن وسایلچشمک! از در کمد خودت

گرفته تا درب کابینت ها و جاکفشی و شیشه ها و قوطی ها و زیپ کیف های مامان و

کیف خودت, کلا هر چیزی که بشه بازش کردتعجب! تا اونجایی که خودت بتونی بازشون

میکنی و هر چی توشه خالی میشه و با چیزایی که دوست داری پرشون میکنی..زبان

یه چند دقیقه ای سرگرمی! اونایی هم که نمیشه, بدو بدو میای سراغ من و پشت سر

هم میگی باز, بازلبخند! هر چند مامان کلی کلافه میشه با شیطونیات, ولی عاشق باز باز

گفتنمقلبماچ.

آب سرد کن هم این وسط بی نصیب نمیمونه! روزی چند بار میری سراغش و تا مامان

میاد, میبینه کف آشپزخونه پر از آب و رها خانوم هم مثل موش آب کشیدهخنثی, دستش

همچنان رو دکمه و غش غش در حال خندیدنکلافه! در کل ماجراها داریم روزها و یه

مامان کزت قهر! که یا در حال جمع کردن وسایله, دو دقیقه بعد هم انگار نه انگار! یا در

حال خشک کردن کف آشپزخونهگریه!

راستی رهای ما این روزها حسابی شیرین زبونی می کنه واسه مامان و باباش و تا

میتونه دلبری میکنه واسه باباشچشمک.. هر چند دقیقه یه بار میگه بابالبخند و وقتی

بابایی بغلش میکنه, شروع میکنه به بوس کردنش.. یکی راست, یکی چپتعجب! شنیده

بودیم دخترا بابایی هستن, نه دیگه تا این حد!! من که اصلا حسودیم نمیشهعصبانی!!

چند تا کلمه ی دیگه هم میگه! کلا چیزایی که این روزا ما از خانوم خانوما میشنویم

ایناست:

بابا    "خیلی خوشکل میگی با با ... با یه فاصله و یه حالت کشدارماچ"

اب    "ا با فتحه ادا میشهلبخند"

می می

به به

پ "pa" پتوی مورد علاقه رها که به جونش بسته است.حالا بعدا کاملا معرفی میشهنیشخند

باست   "ماست"

باز    "موقعی که میخوی یه چیو برات باز کنم"

باد    "بادکنک"

دیگه الان چیزی یادم نمیاد متفکر

بعد از همه ی این حرف ها, بریم سراغ چند تا عکس, اول یه عکس با کیک تولد یاسین,

که البته ما خیلی دیر رسیدیم و تولد یه جورایی تموم شده بود..ناراحت اینجا دستت خورد

به کیک و  اعصابت حسابی خوردزبان

 

و حالا چند تا عکس خوشکل که مربوط میشه به دو تا از روزهای قشنگی که دو تایی

رفته بودیم شهرک گردی!!

 

 

خوشحال و شاد واسه یه پیاده روی حسابیماچ!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 اینجا نمیدونم چی شد که غش رفتی از خنده, منم که دیوونه ی این خنده هاتقلب!

 

 

 

البته که همش خنده بود زبان!

 

و ادامه ی مسیر, البته با دادن چیپلت "خوراکی مورد علاقه ی رها"نیشخند!

 

 

ببین مامان جون خودت دوست داری وایستی و عکس بندازیچشمک!

 

 

 

 

 

دخترک فراری من..! "ما که عکس هامون رو گرفتیم, حالا هر جا دوست داری برونیشخند! "

 

 

 

 

 

 

خیلی این دو روز خوب بود..لبخند به تو هم حسابی خوش گذشت و تا میتونستی این ور

و اونور سرک کشیدیزبان!! فقط جای بابا خیلی خالی بود.. ایشاا.. هر دوتون سالم

باشین و همیشه شادقلبماچ.

/ 4 نظر / 77 بازدید
فروغ

سلام مهسا جونم خوب هستید؟رهای گلم خوبه؟ خوشحالم که بعد از چند مدت نوشتید دلم برای رها جون تنگ شده بود رها جونم اولین قدم ها با صلابتت مبارک ان شاا.. همیشه در راه پیشرفت گام برداری و موفق باشی ای جونم فدای شیرین زبونی هات عکس هاتم خیلی خوشگل شده رهای خوشگلم .بله دیگه دخترا کلا بابایی هستند

مامان پارمیس

سلام عزیزم هزار هزار هزار ماشالا به این دخمل ناز و ملوس ،زنده باشی عزیز دلم[گل]

ایدا

ماشالا چه دختره خوشگلی به منم سربزنید از دلنوشته هام دیدن کنید اپم

افسانه

سلام عزیزم . ای جونم ! ماشالله به رها خانوم ناز . ماشالله که اینقدر باهوش و زرنگه دخمل [قلب] خدا حفظش کنه عزیزم . سلامت و خندون باشه ایشالله . ببوسش دختر خوشگلت رو [ماچ][ماچ][ماچ]